روش تحقیق
منبع : سایت اندیشه قم
تحقیق چیست؟
تحقیق، از ریشة « حق » است. حق یعنی آنچه كه درست و استوار و ثابت باشد. ریشة اصلی واژة حق، در تمام اشتقاقهایش مفهوم ثابت و مطابقت با واقع و استحكام را دارد. احقاق و تحقیق یك امر، یعنی چیزی را ثابت و استوار ساختن، درستی چیزی را به اثبات رساندن، «حق» بودن مطلبی را آشكار ساختن و به عبارتی: شناخت « هست » ها. تحقیق، یك تلاش فكری و علمی برای « یافتن » مطلب درست و حق، و « ارائه » و « اثبات » آن است. طبیعی است كه در زمینههای مختلف نظری و فكری و تاریخی و ادبی و علمی و ... حق بودن مطالب، به معنای مطابق با واقع بودن آنها در هر یك از زمینههاست و تحقیق، طبق این مفهوم، در ابعاد مختلف یاد شده، مفهوم پیدا میكند. جست و جوی منظم و تلاشی كه بر مبنای علم و استدلال و شواهد و منابع، انجام میگیرد تا نظریهای اثبات گردد و نكتهای كشف و بیان شود، « تحقیق » است. هر چیزی میتواند برای انسان، موضوع تحقیق باشد، چه عقلی چه حسی، چه جزئی چه كلی، آنچه در حوزههای و دانشگاهها به عنوان نگارش رسالة تحقیقی و پایان نامه متداول است، نمونة روشنی از یك تحقیق است و البته هر چه شیوة كار و معتبر بودن منابع و نوآوریهای علمی و سلیقه در تدوین بیشتر مراعات شده باشد، ارزش آن افزونتر خواهد بود.
تحقیق میدانی و كتابخانهای
گاهی پژوهشی كه برای یافتن و اثبات چیزی انجام میگیرد، در میدان گستردة اجتماع و با كاوش نمونههای عینی است و با تفحص و استقراء در محیط بیرون و روی افراد و اشیاء و پدیدههای خارجی انجام میگیرد. نام آن « تحقیق میدانی » است و محقق باید بگردد و با دیدن و شنیدن، مطالب را كشف كند. معمولاً تهیة گزارش پیرامون وقایع یا موضوعات اجتماعی و علمی و مسایل حسی و تجربی و كاربردی، از این راه انجام میگیرد. گاهی پژوهش در كتابها، اسناد، منابع و آراء و نظریات و در فضای محدود كتابخانه شكل و انجام میگیرد. نام این نوع، « تحقیقات كتابخانهای » است و از منابع مكتوب استفاده میشود. اما نتیجة هر یك از دو شیوة یاد شده، به صورت مقاله یا كتاب، عرضه میگردد و اصول نگارش بر محصول كار تحقیقی حاكم است.
فرق تحقیق و تألیف
تألیف از ریشة « الفت » و به معنای پیوندزدن، به هم آمیختن، گردآوری مطالب متناسب با هم در یك مجموعه است و معمولاً نیاز به تتّبع و كاوش و دقت و حوصله دارد. گرچه در عرف رایج، معمولاً تألیف و تحقیق را و مؤلف و محقق را به جای هم به كار میبرند، ولی میان محقق و مؤلف تفاوت بسیار است. مؤلف، صرف گردآورندة مطالبی از جاهای مختلف و تنظیم كنندة مطالبی است كه با تتبع و پژوهش به دست آورده است، اما محقق، از اندیشهای نقّاد و دیدگاهی عمیق برخوردار است و « صاحب نظر » است و كارش تنها جمع آوری مطالب از منابع مختلف نیست ( كه این كار از بسیاری برمیآید ) بلكه اندیشمندی است كه نظریهای را با برهان و دلیل، اثبات یا رد میكند، یا مطلبی جدید كشف مینماید، یا مطلب كشف شدهای را تكمیل میكند، یا چیزی را كه به صورت نظریه بوده است به اثبات میرساند. « نظریه پردازی » و اثبات آن نیز ذهنی قوی و شیوهای محققانه میطلبد. البته تتبع و كاوش، مقدمة تحقیق میتواند قرار بگیرد و محقق، بر مبنای « یافتهها » میتواند نظر بدهد.
روش تحقیق
منظور از روش در تحقیق، ارائة مهارتها و تجربههایی است كه دستیابی به هدف را آسانتر و عملیتر میسازد و با صرف وقت كمتر، نتایج بیشتری به دست میآید. این نكته، در كلّیة روشها مطرح است. یعنی هر كاری بر مبنای «روش»های برگرفته از تجربهها و موفقیتها انجام پذیرد، تضمین بیشتری برای بهره دهی آن خواهد بود و افرادِ «دارای روش» موفقترند و مبتدیانی كه با روش افراد موفق آشنا میشوند، زودتر به نتیجه میرسند. وقتی « روش تحقیق » گفته میشود، دو نوع مطالب و نكات، قابل طرح است:
1. آنچه به « تحقیق » به شكلی عام و كلی مربوط است.
2. آنچه به « تحقیق اسلامی » مربوط میشود. در بخش اول نكاتی مورد نظر است كه در هر كار تحقیقی و پژوهشی، در هر موضوعی به كار میآید و رعایت آنها لازم و مفید است. چه دینی، چه غیر دینی، چه اسلامی چه غیر اسلامی، حتّی در تحقیقات جغرافیایی، آماری، اقتصادی، روانشناسی و تربیتی، طبیعی و باستان شناسی و ... كاربرد دارد. این بخش نیز خود دو گونه است:
1. مطالبی مانند فیش برداری و ...
2. مطالبی كه اختصاص به هر یك از علوم دارد مانند روش تحقیق در ریاضی یا جامعه شناسی یا ادبیات یا فقه كه هر كدام روش خاصّ به خود دارد. در اصطلاح به یكی روش و دیگری روشمندی گفته میشود.
در بخش دوم، نكاتی مطرح است كه برای یك فرد محقق و پژوهشگر دربارة مسائل اسلامی و معارف دینی و رهاوردهای وحی، ضروری است. تحقیق عام نكات و مراحل مربوط به تحقیق در هر زمینهای به صورت عام را میتوان چنین برشمرد:
1. موضوع و سوژة تحقیقاتی ابتداییترین كار، تعیین موضوع است، محقق باید قبل از شروع كار تحقیقی، بداند كه در جست وجوی چیست و موضوع پژوهش و محدودة آن كدام است؟ و چه ابعادی دارد؟ مناسب است كه پژوهشگر، در انتخاب موضوع به نكات زیر توجه كند:
ـ علاقه و اشتیاق به موضوع
ـ میزان توانایی خود در زمینة موضوع تحقیق
ـ سودمندی آن برای جامعه، مثمر ثمر بودن و رفع نیاز
ـ قابل تحقیق بودن موضوع و میزان منابع موجود و لوازم پژوهش، تا تحقیق او نیمه تمام نماند
ـ محدود بودن دامنة موضوع، به خصوص اگر محقق تازه كار است، تا از عهدة جمع و جور كردن و به پایان رساندن آن برآید و در نیمة راه رها نكند.
2. ریزتر كردن عناوین موضوع هر موضوع كلی، قابل تقسیم به اجزا و محورهای كوچكتر و مشخصتری است كه كار پژوهش را آسانتر میكند. محوربندی یك موضوع، هم ذوق و ابتكار میخواهد و هم معلومات عمومی و آگاهیهای خاصّ آن موضوع. عناوین ریز یك موضوع، هرچه بیشتر افزایش یابد، به شناختهتر شدن ابعاد مختلف آن موضوع كمك میكند.
3. طرح تحقیقاتی منظور، داشتن برنامه و طرح، برای مرحلة اجرایی یك تحقیق است؛ یعنی هم مشخص ساختن كیفیت و سبك و محدودة كار و نقطة شروع و پایان، و هم منظور داشتن هدف و نتیجه. در ذهن باید ترسیم شود كه میخواهیم چه كنیم و با طی چه مراحلی به نتیجه گیری نزدیك شویم.
4. آشنایی با كارهای انجام شده این كار، هم جلوی دوباره كاری را میگیرد، هم كار انسان را قویتر و همه جانبهتر میسازد و هم محقق را از تجارب گذشتگان بهرهمند میكند. البته در كارهای تحقیقی ابتكاری كه سابقه نداشته، آشنایی با كارهای مشابه و انجام شدة قبلی معنی ندارد. پس دربارة هر موضوعی كه تحقیق میشود، باید از نمونههای قبلی كار دربارة آن با خبر بود؛ مثلاً آنكه دربارة « قیام مختار » یا « نهضت مشروطیت » یا « ویژگیهای زبان فارسی » و ... میخواهد تحقیق كند، باید كتب و مقالات و منابع مربوط به آن را كه دیگران نگاشتهاند ببیند.
5. مأخذ شناسی دربارة هر موضوعی، منابع مهم و مأخذ دست اول و جامعی وجود دارد كه از اطلاعات معتبر و قابل استناد برخوردار است. محقق باید منبع شناس باشد و با كتابهای مرجع آشنایی داشته باشد. چه منابع كهن و قدیمی، و چه منابع جدید. بعضی از كتابها به عنوان منابع « رابط » و « هادی » مورد استفادهاند؛ یعنی پژوهشگر را به منابع اصلیتر متصل میكنند، مثل فهرستها، نمایهها، كتابشناسیها و مقاله نامهها. « كتاب مرجع » كتابهایی است با ساختاری منظم و فصل بندی و تدوین حساب شده كه در زمینههای مختلف علمی، ادبی، تاریخی، اجتماعی و ... آگاهیهای فوری و دقیق به ما میدهد. كتابهایی از نوع: اطلاعات عمومی، دایرة المعارفها، واژه نامهها، زندگینامهها، سالنامهها، فهرستها، نمایهها، راهنماها، منابع جغرافیایی، فهرست مقالات، كتابنامهها، كتابشناسیها و ... از كتابهای مرجع محسوب میشود. مأخذ، هم به صورت كتاب و نوشتجات میتواند باشد، هم منابع زنده، یعنی محققان و صاحب نظران و آگاهانی كه در موضوعات مختلف، معلومات دقیق و ارزندهای دارند، اینان هم از مأخذ ما در امر تحقیق میتوانند به حساب آیند. « منابع غیر كتابی » نیز مأخذ پژوهش به حساب میآید، همچون تصویرها، مواد دیداری و شنیداری، فیلمها، نوار ویدئو و اسلاید، نوار ضبط صوت، میكرو فیلم و ... انسانهای محقق و صاحب نظر نیز به نوعی منبع غیركتابی محسوب میشوند. به علاوه، محقق باید ارزش و اعتبار منابع مختلف را هم مورد توجه قرار دهد و از دهها منبع مختلف پیرامون موضوع، بداند كه كدامیك معتبرتر و كدام یك فاقد ارزش و اعتبار است. نویسندة فلان كتاب، چه فكری و روشی داشته و امثال اینگونه آگاهیها، كه به نتیجه گیری از مطالب یك كتاب منبع هم مربوط میشود و روی آن تأثیر میگذارد.
6. كشف مرتبطات در مسائل تحقیق، اگر ذهن محقق بتواند موضوعات مختلفی را كه به هم مربوط میشوند، بشناسد و رابطة آنها را با هم مورد توجه قرار دهد، در بازدهی تحقیق موفقتر خواهد بود؛ مثلاً كسی كه میخواهد دربارة « تخت سلیمان » تحقیق كند، برخوردش با موضوعاتی همچون: انبیا و معجزه هم خواهد بود.و آنكه بخواهد در شرح حال سید جمال اسدآبادی تحقیق كند، با نهضتهای اسلامی قرن اخیر، ایران عصر قاجار، نهضت سلفیه، اسدآباد، محمد عبده، ناصرالدین شاه، میرزا رضا كرمانی و ... به نحوی ارتباط پیدا میكند. كشف این رابطهها در هر موضوعی، دریچههای جدیدی برای تحقیق و منبعیابی به روی پژوهشگر باز میكند. برای این امر، محقق نیاز دارد به:
1. اطلاعات عمومی
2. درك نیازها و خلأها
3. سرعت انتقال ذهن و جولان ذهنی
4. قدرت جمع بندی و نتیجهگیری ذهنی و ... .
5. تفكر و اندیشیدن
از منابع مهم انسان، استفاده از ذخایر فكر و اندیشه و حافظه است. تنها نباید در تحقیق روی مطالعات تكیه داشت، بلكه اندیشمندی را هم باید سهمی در این امر تعیین كرد. اندیشة انسان، گنجینة سرشار و دست نخورداهای است كه دربارة مسائل مختلف، میتواند منبع باشد و هر چه بیشتر از آن كار بكشند و به كار و فعالیت وادارند، بازدهی افزونتری داشته باشد؛ مثل چاه آب كه هر چه بیشتر از آن آب استخراج كنند، جوشش بیشتری خواهد داشت و اگر راكد بماند، چه بسا بخشكد. « حافظه » نیز از منابع فراموش شده است. چه بسا مطالبی را قبلاً خوانده یا شنیده باشیم و در حافظه بایگانی شده باشد، كه نیاز به « یادآوری » دارد و استفاده از آرشیو حافظه ... . گاهی شنیدن و خواندن چیزی حافظه را فعال ساخته، نكات بسیاری در ذهن تداعی میشود. 8. فیش برداری و یادداشت در خلال پژوهش در اسناد و منابع یا كاوش از نمونههای اجتماعی و ملموس یا تهیة گزارش و آمار، یا ثبت وقایع و مشاهدات و ... مطالبی را كه متناسب با « موضوعِ » مورد تحقیق است، باید یادداشت كرد. برگههای یادداشت، به نام فیش معروف است. روی هر برگه و فیش تحقیقاتی، باید اطلاعات لازم را هم در كنار مطلب یا بالای صفحه ثبت كرد؛ مانند: موضوع كلی، موضوع جزئی، نام و مشخصات دقیق منبع، شماره و تاریخ یادداشت و ... میتوان از كد و علایم رمزی هم برای موضوعات استفاده كرد. محقق ممكن است صدها هزار یا میلیونها برگة یادداشت و فیشهای تحقیق داشته باشد كه هر كدام برای موضوعی و هدفی تهیه شده باشد. اطلاعاتی برای كار تحقیق، به كار میآید كه این اوصاف را داشته باشد:
ـ عمیق ـ گسترده ـ مطمئن ـ كافی.
اطلاعات ما در فیشها باید « سازمان یافته » باشد، و برخوردار از: نظم ظاهری ـ نظم باطنی و معنوی. ایجاد سیستم ارتباطات و بایگانی دقیق یافتهها و كشف شدهها و شماره و كد و علامت و ... به امر بهرهگیری از یادداشتها كمك میكند. 9. تنظیم به مجموعة یادداشتهای تحقیقی، در نهایت كار، باید شكل و صورت مطلوب و قابل عرضه داد، كه نام آن را «تنظیم» میگذاریم.
شرایط یك تنظیم خوب عبارت است از:
الف. دسته بندی اطلاعات
ب. جایگزینی آنها در بخشهای مناسب
ج. پرهیز از فضل نمایی در دادن اطلاعات غیر لازم، یا غیر مربوط.
مطالب بدون دسته بندی و به هم ریخته، خود محقق و هم خوانندگان یادداشتها را گیج و خسته میكند. نامناسب بودن جای هر مطلب، از ارزش و بهره دهی آن میكاهد. فضل فروشی در بیان و نقل مطالب غیر لازم و غیر مربوط هم، جز افزودن بر حجم نوشته و جز كاستن از جاذبه، ثمر دیگری ندارد. باید یادآور شد كه در مرحلة تنظیم، مسأله « نگارش » هم به میان میآید، كه روش و اصول خاص خودش را دارد و بحثی مستقل و مبسوط است، كه در پایان این مبحث، نكاتی مربوط به آن خواهیم آورد؛ ولی در همین جا یادآوری میكنیم كه پیكرة نوشتة تنظیم یافتة ما باید سه بخش: ( مقدمه ـ متن ـ نتیجه ) را باشد و توانسته باشد حقیقتهای دریافت شده در تحقیق را به صورتی بلیغ و رسا به دیگران انتقال دهد. تحقیق در متون در موضوعات مختلف، گاهی باید متون خاص آنها را بررسی و مطالعه كرد تا مطلب مورد نظر را كشف نمود.
در اینجا با دو روش میتوان كار كرد:
1. برخورد همراه با سؤال قبلی
2. برخورد آزاد.
منظور از روش نخست، این است كه محقق، سؤال یا سؤالهای خاصی را در ذهن خود داشته باشد و برای كشف جواب آنها متنی را پژوهش و مطالعه كند. منظور از روش آزاد، آن است كه محقق بدون سؤال خاص، متنی را مطالعه كند، هرچه كه توجهش را جلب كرد و برایش جاذبه داشت آنها را یادداشت كند.
البته هر كدام از دو روش، محاسن و معایبی دارد. در روش اول گرچه سراغ یك متن و كتاب خاصّ رفتن، همراه با سؤال ذهنی و گمشدة خاص، بسیاری از فرازها و مطالب را برای ما معنی دارتر میكند و موضوعات، به شكل خاصی برای محقق چشمك میزند، ولی چون از زاویة خاصی به منبع نگاه میكند، از بسیاری چیزها غافل میماند، گرچه آنها جالب باشد؛ مثل توریستی كه وقتی همراه دفترچة راهنما از یك شهر بازدید میكند، موارد بسیاری غیر از آنچه در دفتر و كتابش هست، از نظرش دور میماند. در روش دوم، نكات بسیاری ممكن است به نظر بررسی كننده بیاید، ولی چون گمشدة خاصّی را تعقیب نمیكند، دستاورد تحقیقش كمتر باشد؛ مثل همان توریست كه همین طور در شهری باستانی به گردش بپردازد و مثل تاجری كه گاهی برای خرید جنس خاصّی به كشوری میرود، یا همین طوری میرود و میگردد تا هر چه كه جالب بود بخرد. ولی در مجموع، برخورد سؤالی با منابع مورد تحقیق، سازندهتر و ثمر بخشتر است. در صورت امكان، اگر یك متن چندبار، و هر بار به قصد موضوعی خاص مطالعه شود، بهتر از آن است كه در یك مرور، چند موضوع را همزمان در نظر داشت؛ زیرا در این شیوه هم موضوعات به یكدیگر مخلوط و متداخل میشود، هم گاهی بعضی از آنها از ذهن فرد، محو و فراموش میگردد و هم كاوش و استقرای كاملی نخواهد بود؛ مثلاً اگر كسی در « دیوان حافظ » تحقیق كند، یك بار بخواند، به قصد یافتن قطعههای تاریخی نسبت به عصر حافظ، یك بار برای كشف دیدگاههای اعتقادی او، یك بار به نیت گردآوری تشبیهها و استعارههای زیبای شعری، یك بار به قصد موضوعاتی كه در شعر حافظ مطرح است، یك بار با هدف یافتن اصطلاحات خاصی كه در زبان شعری حافظ به كار رفته، بار دیگر به قصد شناخت عرفان حافظ و ... . این یك شیوه است ( كه البته موفقتر است، ولی وقت و حوصله بیشتری میطلبد ) گاهی هم در یك مرور و مطالعه، همة این محورها و ابعاد را همزمان و با هم بخواهد بررسی و استخراج كند. طبیعی است كه گاهی از بعضی غفلت خواهد شد و یا بعضی تحت الشعاع دیگری قرار خواهد گرفت.
به هر حال، در كار تحقیقی روی متون و منابع خاص دربارة هر بحث و جمله و تعبیر و فراز، هرچه بیشتر دقت و اندیشه شود تا بیشترین مفاهیم و نكات جدید كشف شود، كار تحقیق، مفیدتر و جامعتر خواهد بود. شرایط یك محقق یك محقق، در كار تحقیقی نیاز به مسائل زیر دارد تا هم در كارش موفق باشد و به نتیجة مطلوب برسد، و هم نتیجة كارش برای دیگران دارای ارزش و اعتبار باشد:
1. حوصله و صبر
2. تتبع و كاوش در منابع
3. دقت، هم در فهم هم در نقل
4. امانت در نقلها و برداشتها
5. علم و اطلاع، نه فكر و ذوق. ( یعنی: ملاك، ذوقیات نیست)